آموزش وردپرس
index

امید که یادگاران شهدا در این شهر به انزوا و بی‌تفاوتی دچار نشوند.

پسرم را با سابقه چندین‌سال کار در شهرداری و ریاست سازمان آتش‌نشانی قائم‌شهر برکنار و خانه‌نشین کرده‌اند / مدیران استانی و شهرستانی همچنان نظاره گر حق کشی ها و بی عدالتی ها در فرزندان ما هستند / فرماندار قائمشهر وقایع را به نفع شهردار تلطیف می‌کند / نمایندگان مجلس ، شورای اسلامی شهر و فرماندار قائمشهر به‌عنوان ناظران عملکرد شهرداری کجا هستند؟

قائم خبربه نقل از وارش :ظهر سوم دی‌ماه ۱۳۶۵، تنها چند روز مانده به عملیات کربلای چهار، خورشید هفت‌تپه «سردار شهید حاج جعفر شیرسوار» فرمانده گردان ویژه شهدا لشکر ویژه ۲۵ کربلا در پادگان هفت‎تپه مقر طلایه‌مردان لشکر عشق، با بمباران بمب‌های خوشه‌ای هواپیماهای نیروهای بعثی، غروبی عارفانه کرد و این‌گونه شد که مردی از تبار عیاران مازندران در حال نجات نیروهایش در خون خود غلتید.

حاج‌جعفر یا همان بهروز، فرزند چهارراه حسن‌آباد قائم‌شهر، در نخستین روز آبان ۱۳۳۴ در پاییزی هزاررنگ چشم به جهان گشود و با منش پهلوانی و جوان‌مردی از اوان کودکی، خو گرفت.
به گفته‌ دوستان قدیمی فردی عیارمنش و لوطی‌مسلک بود تا اینکه در سال ۱۳۵۵ صراط اصلی زندگی‌اش را با آشنایی با شهید نجف‌علی کلامی پیدا کرد؛ زین‌پس تحولی عظیم در او ایجاد شد و دیانت را با مردانگی و فتوتش عجین کرد.

آقانجف پای وی را به جلسات هفتگی و مساجد مهدیه و سجادیه باز کرد و او عضو ثابت نماز جماعت مساجد قائم‌شهر شد.
حاج‌جعفر حضوری مستمر در فعالیت‌های انقلابی دوران طاغوت داشت و بعد از پیروزی انقلاب با تشکیل سپاه پاسداران قائم‌شهر، جنگ‌های پارتیزانی علیه گروهک‌های معاند را آغاز کرد.

شیرسوار در تیرماه ۵۹ با دخترخاله خود «سوسن ملکیان» ساکن خلیف‌آباد هشت‌پر ازدواج کرد، با همسری که هم‌پای وی در فعالیت‌های انقلابی شرکت کرده بود و در آشنایی او با کتاب‌های مذهبی و افکار سیاسی و انقلابی، نقشی ممتاز داشت.

با آغاز جنگ تحمیلی٬ با گروه ۱۲ نفره‎ای از یاران قدیمی به تیم شهید چمران پیوست و همچنین در ادامه دوران دفاع مقدس در سمت فرمانده و جانشین در گردان‎های ویژه شهدا و حمزسیدالشهدا (ع)٬ در عملیات‌های مختلف شرکت داشت و در آخرین حضورش در میعادگاه رزمندگان لشکر ویژه ۲۵ کربلا «هفت‌تپه» آسمانی شد؛ از او دو یادگار به‌نام‌های محمدعلی و زینب باقی مانده است
* مسئولان دستان فرزندان شهدا را رها نکنند
سوسن ملکیان همسر شهید شیرسوار، امروز کارشناس‌ارشد ادبیات مقاومت است و در حال حاضر به‌عنوان مربی پرورشی در دبیرستان‌های قائم‌شهر مشق عشق را برای دخترکان سرزمینش سرمشق می‌کند.
در بیست و نهمین سال‌روز شهادت همسرش، مهمان مدرسه قدیمی که به نام شهید شیرسوار مزین است، با کودکانی از جنس عاطفه و غیرت٬ یادی از شهید می‎کند.

بعد به جست‌وجوی خاطرات خود با همسرش در کوچه‌های قدیمی چهارراه حسن‌آباد به راه افتاد و در پی خانه‌ قدیمی که هنوز پابرجاست و با گل‌های پیچک و عشقه محصور شده است، ردپای حضور پرشور مرد زندگیش را در آن می‌یابد و در این گشت‌وگذار عاشقانه، سر صحبتش را با من باز می‌کند.

بهروز، محمدعلی را خیلی دوست داشت ولی هیچ‎گاه با او در کوچه‌های شهر با لباس‌های زیبا و نو قدم نمی‌زد، او همیشه شرم‌سار خانواده‌های شهدا بود ولی امروز کسی خانواده‌ شهید را جز در پوششی از منافع مادی نمی‌بیند٬ امروز دیگر کسی مسئول خانواده شهدا نیست، مگر نه اینکه اگر شهدا حق‌اند، فرزندان‌شان هم حق هستند؟

وی با اشاره به بخشی از وصیت‌نامه شهید شیرسوار خطاب به فرزندش محمدعلی، گفت: امشب وارد عملیات می‌شوم، اگر کشته شدم که به هدفم رسیده‌ام٬ اگر مجروح شوم، با ایمان بیشتری به انقلاب پایبند می‌مانم٬ اگر سالم بمانم، با تجربه بیشتری خدمت خواهم کرد و اگر قدرت فعالیت نداشتم، فرزندم را تربیت اسلامی می‌کنم تا با تمام جان و مال در خدمت اسلام باشد و با اسرائیل بجنگد.

همسر شهید از درخواست پسرش برای قرار گرفتن در خط مدافعان حرم سخن گفت و افزود‌‌: فرزندانم را همان‌گونه که همسرم خواسته بود تربیت کردم ولی بعد گذشت سال‌ها وقتی زندگی حال و آینده عزیزانم را نظاره می‌کنم، آزرده‌خاطر می‌شوم.

وی همسرش را مرد حماسه می‌خواند که علتش به تعصب، غیرت، مردانگی و عشق حاج‌جعفر به مردم دیارش برمی‌گردد و در این مورد بیان می‌کند: شهید از وجود خودش می‌کاست تا بر دیگری بیفزاید، من حماسه‌ ازخودگذشتگی‌های او را به همراه حب وطن و خدمت به انسان و اسلام که ارثیه و یادگار ذاتی پدر بود، به پسرم آموختم.
ملکیان به روزهای بی‌شمار دلتنگی‌هایش اشاره کرد و از تعهداتش به همسر و فرزندانش گفت، از آموزش آموزه‌های دینی به آنها و اینکه چگونه در روزهای تنهایی وصیت و منش پدر را در گوش یادگاران شهید نجوا کرده است.

وی گفت: هیچ توقعی از کسی نداریم، دل دوست را شاد کردیم و دنبال منفعت نبوده‌ایم، همیشه در گذشته زندگی کردیم، چرا که مرور زمان‌های قدیم، عزم‌مان را برای زیستنی پاک و سخاوتمندانه دوچندان می‌کند.
ملکیان از نگاه جامعه به خانواده ‌شهدا دلگیر است، از اینکه نگاه مردم، نگاه عادی و سهمیه‌ای شده و نظام برای ارزش‌گذاری‌ها دنبال راه حل نیست.

از دست دادن جایگاه و خون شهدا نگرانش کرده است و از اینکه برخی فرزندان شهدا به‌خاطر بیکاری و بی‌پناهی روزگار ناخوشی دارند، دلگیر است.
وی بیان کرد: نظام باید قدر ما را بداند، قدر بازماندگان عیاران و جوان‌مردان را که آگاهانه در خط انبیا قرار گرفتند و از جان و خون خود عاشقانه گذشتند، از عشق‌ها و لبخندها، از چشم‌های همیشه چشم‌به‌راه همسران و کودکان‌شان؛ مسئولان نظام باید قدر بازماندگان آنهایی را که شتابان در خط پرواز قرار گرفتند و نگاه‌شان به پشت‌سر قاب شد٬ بدانند، باید به سراغ یادگاران بیایند، هم آنانی که همچنان قلب‌شان برای اسلام و آرمان‌‌های شهیدان می‌تپد.

همسر شهید شیرسوار تأکید کرد: هم‌سالان فرزندان شهدا همیشه سهمیه خانواده شاهد را دستاویزی برای ضربه زدن و به رخ کشیدن مزایا به آنان قرار داده‌اند، من به آنان خواهم گفت، بیایید پدر بدهید خودتان را عمری یتیم و چشم‌انتظار قرار دهید تا به شما سهمیه بدهند، بیایید روزهایی را مثل فرزندان ما زندگی کنید.