آموزش وردپرس
parham

تیم فوتبال نساجی مازندران سرگردان میان سرمایه داران بی میل

نخبگان و کارشناسان چه درحوزه فوتبال و چه درمسایل اقتصادی، روی این واقعیت اتفاق نظر دارند که فوتبال ایران با بودجه دولتی و ارتزاق از محل مخارج عمومی، هر سال به پرتگاه ورشکستگی و انحلال تیم هایش نزدیک تر می شود.

به گزارش قائم خبر ، از میان ده ها چهره بزرگ و کوچک متمول که طی دودهه اخیر به فوتبال ایران قدم گذاشتند، حتی یک نفر هم برای این رشته جذاب نمانده است. آیا این نقطه ضعف فوتبال ماست یا همه سرمایه گزاران بخش خصوصی که به فوتبال اقبال نشان دادند، ایراد داشتند؟ به نظر می رسد پاسخ حقیقی میان این دو گزینه نباشد. نه فوتبال ایران معیوب و فاقد جذابیت است که پشتیبانی کنندگانش را خیلی زود دلسرد و سیر کند و نه همه صاحبان سرمایه وارد شده در این عرصه، بی کفایت و بی برنامه بوده اند که در فوتبال میلیاردها زیان بگذارند و بروند.

به نظر می رسد فقدان قوانین و سازوکار لازم برای جذب و حفظ این دسته ازعلاقمندان فوتبال و همچنین باز بودن دروازه ورود بی حساب و کتاب این جماعت، باعث شده تا این نمایشگاه فروش شهرت، به محلی برای مانور ثروتمندان ریزودرشت کشور تبدیل شود.

در این مطلب مروری داریم بر چهره هایی که طی دو دهه اخیر، فوتبال ایران را جولانگاه حساب بانکی خود کردند اما اکنون هیچکدام پیدای شان نیست.

مسعود درویش/نوشهر- دیرپاترین مالک خصوصی در فوتبال ایران

یکی از وفادارترین حامیان مالی و سرمایه گزاران فوتبال ایران پس از انقلاب اسلامی ، که بیش از همه همتایان ایرانی خود در فوتبال دوام آورد اما حتی او نیز نتوانست عمر بقای خود در فوتبال بی حاصل ایران را به دو دهه برساند.

مرحوم درویش شش سال قبل درگذشت و باشگاه پرآوازه شموشک نوشهر به فرزندانش رسید که علاقه چندانی به اداره باشگاه فوتبال و خرج کردن برای آن نداشتند. بدین ترتیب مازندران هنوز رنگ لیگ برتر را به خود ندیده است. بعد از درویش دیگر سرمایه گزار بدون چشمداشتی شبیه او اطراف فوتبال دیده نشد.

علی وشهرام شفیعی زاده /اهواز- دلسرد از ناکامی در آخرین گام فتح جام

حضور خانواده شفیعی زاده در فوتبال از تیمداری در کیش آغاز شد و این برادران استقلالی، سرانجام موفق شدند مالکیت استقلال اهواز را به دست بگیرند. تیم محبوب اهوازی ها ، با هزینه شفیعی زاده تا یکقدمی فتح سومین دوره لیگ برتر هم رفت اما در روز پایانی عدم اعلام گل این تیم با وجود عبور توپ از خط دروازه از سوی داور کنار، باعث شد تا رویای قهرمانی آبی های جنوب ، در حد یک آرزو بماند.

شفیعی زاده ها تا پایان دولت اصلاحات حرف از کناررفتن از فوتبال نمی زدند و حتی خریدار استقلال تهران نیز بودند اما مشکلات به وجود آمده در کارخانه نیشکرخوزستان و بیکاری عده زیادی از کارگران که تصمیم دولت جدید هم درآن بی تاثیر نبود، نه تنها از فوتبال بلکه از انظارعمومی هم کنار رفتند. علی شفیعی زاده به امارات رفت و برادرش شهرام تا مدتی تیم را اداره می کرد ولی سرانجام مالکیت تیم پس از سقوط واگذار شد.

بهروز و فیروز ریخته گران/ اصفهان- قهرمان فوتسال آسیا طعمه بحران اقتصادی

 

فوتبال ایران خوشحال شده بود که یک سرمایه گذار درجه یک و قدرتمند دراستان قطب فوتبال کشف کرده است. بهروز و فیروز ریخته گران خریدار پتروشیمی اصفهان، حرف از ساخت استادیوم اختصاصی و ساختن باشگاهی حرفه ای می زدند که تنها قهرمانی قاره را نشانه رفته است. تیم فوتسال فولاد ماهان هم تا فتح باشگاه های آسیا پیش رفت تا نشان دهد این حرفها الکی و پربیراه نیست.

آنها برای مدیریت باشگاه، محمدرضا ساکت را از سپاهان گرفتند و مرتضی طلایی عضو شورای شهر تهران را هم به هیات مدیره خود اضافه کردند اما پرونده ای که با عنوان اخلال در نظام اقتصادی و ابهام در واگذاری کارخانه پتروشیمی به این خانواده باز شده بود، باعث بازداشت آنها شد تا همچنان شرکت دولتی فولاد مبارکه و ذوب آهن از جیب مردم برای فوتبال هزینه کنند.تیم فولاد ماهان نابود شد و امروز اثری از آن به جز در حافظه سایت ها و آرشیو مطبوعات نیست.

حسین هدایتی/ تهران- ضعف در مدیریت هزینه و بلندپروازی بی ثمر

 

مدل ورود این میلیاردر سابقا گمنام به فوتبال را می توان بدترین الگو برای سرمایه گزاری در فوتبال دانست. هدایتی که بخاطر علایق ریشه دارش به پرسپولیس، از همان ابتدا رویای تملک قرمزهای پایتخت را در سر می پروراند در فوتبال ایران با تیم اکباتان ظاهر شد.

او به علی پروین چسبید و خیلی سریع توسط روزنامه ها به چهره ای آشنا و مشهور برای مردم تبدیل شد. او پس از خرید امتیاز تیم، باشگاه استیل آذین را تاسیس کرد و سه سال برای صعود به لیگ برتر خرج کرد.چندین مربی و مدیرعامل داخلی را هم امتحان کرد و سرانجام با لشگری از ستاره ها به لیگ برتر رسید. صعود استیل با هزینه های بسیار بیشتر از استاندارد آن رقم خورد اما برای کسی که به عابربانک معروف شده بود، اینها درس عبرت نشد تا موج تازه جمع آوری ستاره ها را کلید زد.

کهکشان او که برای قهرمانی خریداری شده بود، با مدیریت ضعیف و مربی خارجی ضعیف تر بجای فتح جام، به دسته پایین تر سقوط کرد ودرنهایت منحل شد. اقدام برای خریدن پرسپولیس در پروسه نافرجام واگذاری سرخابی ها به بخش خصوصی، آخرین تلاش عابربانکی بود که به رغم حضور در صنایع فولاد، استیل، شیلات و بازار املاک، گفته می شود بدهی هنگفت و نجومی به نظام بانکی دارد.اهلیت او برای خرید پرسپولیس تایید نشد و حتی گفته شد وثیقه ابتدایی اش برای شرکت در مزایده هم توسط نظام بانکی ضبط شد.

محمدرضا زنوزی مطلق/ تبریز- تنها باقیمانده از خیل باشگاه های منحل شده خصوصی

مالک و سهامدار چند ده شرکت تولیدی، صنعتی، خدماتی، بانکی و ورزشی در ایران با تیم فولادگستر تبریز که بعدها به گسترش فولاد تغییر نام داد، به سطح اول فوتبال ایران رسید. او یک استادیوم اختصاصی جمع وجور را ساماندهی کرد و سعی کرد نسبت به همتایانش زیربنایی تر کار کند.

او به جای اینکه تیم های قدیمی مثل ماشین سازی را دوباره احیا کند، ترجیح داد شخصا تیم شرکت خود را ساخته و بزرگ کند.در امپراطوری اقتصادی او از هواپیمایی و بانک گرفته تا خودروسازی وصنایع غذایی و فولاد دیده می شد. ارتباط او با دولت احمدی نژاد هم عالی بود اما بعدها بدلیل آنچه اخلال مالی عنوان شد، به زندان رفت و با قرار وثیقه ای سنگین آزاد شد.باشگاه گسترش اما در این مدت به کارش ادامه داد و اکنون جزو معدود تیم هایی است که در اوج بحران مالی، چرداخت های بازیکنانش را به موقع انجام داده است.

محسن پهلوان مقدم/ مشهد- از رویای یک شهر تا خرابه ای در شرق

 

سرمایه گذار جدید فوتبال ایران از شرق طلوع کرد. در سال ۸۳ شرکتی تحت عنوان توسعه بین‌المللی صنعت گردشگری پدیده شاندیز تاسیس شد که تنها سه سال بعد با نشان پدیده ، از رستوران داری به شهرسازی(!) روی آورد. طبیعی بود که نظر مالک متمولش به سمت تیمداری در فوتبال جلب شود و اینگونه بود که پدیده ای در فوتبال ایران ظهور کرد.

آنها برخلاف بسیاری از همتایان بجای خرید امتیاز تیم لیگ برتری، با زحمت خود از لیگ دسته اول صعود کردند تا مشهد دوباره در سطح اول فوتبال ایران نماینده داشته باشد اما ورشکستگی و هجوم سهامداران میلیونی برای فروش سهام بی مشتری شرکت ابنیه هلدینگ، باعث سقوط و حبس مالک پدیده شد. این بحران باعث شد زمزمه های خرید ستاره های فوتبال ایران در کنار سرمربیگری قلعه نویی در مشهد، فراموش شود و به جای خیال پردازی برای قهرمانی، هدف نگهداشتن تیم در لیگ برتر باشد. هنوز کسی نمی داند با این اوضاع و احوال، پدیده از کدام بودجه ارتزاق می کند و چطور منحل نشده است؟!

علی انصاری/ تهران- فردی که از دست فوتبال و استقلال پرید

 

در مقابل یک منبع پول برای پرسپولیسی ها، ناگهان علی انصاری وارد گود فوتبال شد. مالک بخش اعظم زمین های یافت آباد و بازار مبل ایران که چندی بعد بازار موبایل و بانک هم تاسیس کرد.علی انصاری از نوجوانی در بازار بود با اینحال ثروت افسانه ای اش در یک دهه اخیر راه به رسانه ها برد و دلیل آن فقط و فقط فوتبال بود.

امیررضا واعظی آشتیانی عضو شاخص حزب موتلفه اسلامی، پای او را به ورزش باز کرد و انصاری را بعد از عضویت در هیات رییسه فدراسیون دوچرخه سواری(!) به ریاست این فدراسیون رساند! او حتی طرح ساخت پیست تارتان ورزشگاه آزادی را در دست داشت که کوچ واعظ به استقلال، انصاری را هم به این باشگاه الصاق کرد.

آرم بانک تات درکنار لوگوی بازارهای موبایل و مبل پیراهن استقلال را تسخیر کردند و پرستاره ترین تیم چنددهه اخیر آبی ها با پول او ساخته شد اما همه چیز در اوج ناگهان تمام شد. انصاری حضور رسانه ای خود را به طور کامل قطع کرد و حاضر نشد هیچ پیشنهادی را از ورزش بررسی کند.

بابک زنجانی/ تهران- پروژه ناتمام ازخرید راه آهن تا تملک پرسپولیس

 

از جزییات پرونده فساد اقتصادی این چهره تقریبا همه چیز می دانید. بانک، ساخت وساز، هواپیمایی، هتلداری، نفت، چرم و ارز عرصه تاخت و تازش بود. زنجانی که با استخدام علی دایی و سپردن تیم راه آهن به شرکت لوازم بهداشتی وآرایشی سورینت، وارد فوتبال شد، اولین گام برای تصاحب پرسپولیس را هم با سپردن یک هواپیمای اختصاصی شرکت قشم ایر به قرمزها و نقاشی آن به رنگ قرمز در زمان مدیریت رویانیان برداشت.

راه آهن پس از دستگیری او، به فروش گذاشته شد تا نقطه ای بسیار کوچک از بدهی او به وزارت نفت را پر کند.پروژه زنجانی در فوتبال هم به سرنوشت بسیاری دیگر از تیم های خصوصی مبتلا شد.

مه آفرید خسروی/ رشت- سقوط داماش به ناکجاآباد فوتبال

 

تیم قدیمی استقلال رشت که پس ازدست به دست شدن بین شهرداری این شهر و شرکت شیرولبنبات پگاه به شرکت آب معدنی داماش واگذار شد، همین هفته به لیگ دسته دوم کشور سقوط کرد تا برگشتش دیگر به اما و اگرها باشد. تیمی که با سرمایه گذاری هلدینگ منحل شده امیرمنصور آریا ، گیلان را امیدوار به درخشش در لیگ برتر کرده بود، هیچگاه کاری ریشه ای نکرد و در برهه ای که نام یک جوان به نام شهرام قویدل را در راس خود می دید، با مدیریت امیرعابدینی ، میراثی از بدهی برجا گذاشت. با اعدام خسروی، داماش به پایان خط رسیده بود اما با همین نام ادامه داد تا از چاله به چاه فوتبال ایران بیفتد.

مهدی پرهام/ قائمشهر- نساجی سرگردان میان سرمایه داران بی میل

 

باشگاه نساجی قائمشهر محله برو و بیای سرمایه گزاران است. در حالی که سالهاست دیگر شرکت زیان ده نساجی مازندران نقشی در اداره این تیم ندارد، نگین فوتبال مازندران بین چند حامی دست به دست می شود. تیمی که به دلیل شهرت نامش حتی جرات تغییر اسمش نیز وجود ندارد، چند سالی است که در رویای صعود به لیگ برتر پرپر می زند.

پرهام که به عشق رسیدن به لیگ برتر با آتشی تند وارد نساجی شد، آرام آرام از پرداخت دستمزد عادی بازیکنانش هم سرباز زد تا مشخص شود نتیجه در شدت شوق و ذوق مالکان خصوصی فوتبال باشگاهی ایران تاثیر بسزایی دارد. تب تند پرهام آخرین بار فصل گذشته با دعوت از قلعه نویی و مدیریت درودگر بالاگرفت اما نساجی که به اعتراف مالکش طعمه تبانی بازیکنانش با حریفان شده بود، یک گام کم آورد. از مرحوم ناصر حجازی گرفته تا یحیی گل محمدی و نادر دست نشان زور خود را برای صعود این تیم زدند اما هیچکدام ثمری نداشت.

سیروس محجوب/ انزلی – وقتی فوتبال روی پای خود نمی ایستد

 

ملوان بندر انزلی دو فصل پیش این فرصت را پیدا کرد تا پس از دهه ها اداره سنتی و موروثی، طعم مدیریت بخش خصوصی را بچشد. باور اهالی شهر کوچک انزلی و طرفداران تیم دوست داشتنی بندر همیشه این بود که تیم شان با تولیدات خودش می تواند بدون نیاز به بودجه و کمک آنچنانی اداره شود و تنها یک مرد میدان می خواهد که زیر بال و پر قوی سپید را بگیرد. محجوب هم روی همین حساب و با برنامه راه اندازی آکادمی های حرفه ای بازیکن سازی راهی انزلی شد، تا بتواند آن چیزهایی را که بیرون از وطن در تیم های پایه نیوکاسل گرفته تا همین دوبی دیده را پیاده کند. اما تیم همیشه بحران زده نیروی دریایی و مالک تازه اش خیلی زود فهمیدند در فوتبالی که پول تبلیغات محیطی و حق پخش تلویزیونی اش در کنار حق کپی رایت پیراهن، به شوخی شبیه است و سرجمع همه آنها بیست درصد هزینه تیم را تامین نمی کند، نمی شود دم از مدیریت بخش خصوصی زد. فوتبالی که هیچ چیزش برای خودش نیست.

محجوب که هتلش در امارات متحده عربی را فروخته بود تا با سرمایه اش به ایران برگردد، خیلی زود فهمید که از مدیران شهری و استانی و وعده های شان چیزی در نمی آید و خودش دست تنها باید پاسخ توقعات سکوهای تختی را بدهد. نقطه مثبت حضور او در ملوان، استخدام مربی کرواتی به نام اسکوچیچ بود که در حال حاضر چند تیم داخلی دنبال استخدامش هستند.

حمیدرضا سیاسی/ تهران – تاکتیک جالب یک راهساز برای قبض فوتبال

 

ابتدا پشت نقاب یکی دو چهره فوتبالی مثل حمید استیلی جلو آمد. این تاکتیک، مشابه شگرد حسین هدایتی در ابتدای کار بود اما وقتی دو مدیر از شهرداران مناطق تهران را در هیات مدیره خود منصوب کرد، ماجرا برای رسانه ها جالب شد. با در اختیارگرفتن راه آهن که مالکش در گیرودار محاکمه بود کار سیاسی در فوتبال شروع شد اما امیررضا خادم که دنبال یک سرمایه دار برای اجاره پرسپولیس و درآوردن این باشگاه از دست رویانیان بود، پای او را به پرسپولیس باز کرد.

فوتبال برای شهرت یافتن چهره گمنامی مثل سیاسی که یک پیمانکار در ساختن منطفه ۲۲ تهران بود، بسیار دست و دلباز عمل کرد و با رقمی ناچیر او را در ویترین معرفی خود گذاشت. کاری که برای آدمهایی در سطح سیاسی چند ده میلیارد آب می خورد، در فوتبال با سه چهار میلیارد جمع شد. کسی که چک برگت خورده چندده میلیون تومانی اش در روزنامه ها منتشر شد، به عنوان نماینده وزارت ورزش ایران به ملاقات هایی در ایتالیا و اسپانیا رفت که ازبین آن دیدار با جاسوس معروف صهیونیست ها درآمد. سیاسی بازداشت شد و کمتر از دو ماه بعد از حبس بیرون آمد ولی دیگر در حوالی فوتبال دیده نشد.

همچنین ببینید

havades

جزئیات مرگ دانشجوی داروسازی در ساری

جزئیات مرگ دانشجوی دارو سازی در بیمارستان امام خمینی (ره) ساری اعلام شد. به گزارش …

یک دیدگاه

  1. نساجی نباید به بخش خصوصی واگذار می شد اگر نساجی خواهان حضور در لیگ برتر است نیاز به خرید بازیکن و مربی ندارد نساجی ابتدا باید مثل فولاد و سپاهان و ذوب اهن تراکتور ماشین سازی و .. هزار شرکتدیگر نان بازوی خود را بخورد یعنی تا زمانی که کارخانه نساجی احیا نشد و صنعت نساجی و اشتغال در سطح شهر انجام نگردد حضور بخش خصوصی بی فایده و موقت خواهد بود که با ناز امها تن تیم و هواداران نساجی به لرزه میاد …. واقعا چرا این همه مسئو.ل با درایت ۲۰ سال نتونستن کارخانه و رو احیا کنن و همش قول…. در ضمن از مهندس رعیت نماینده سابق شهر واگذار کننده زمین نساجی و ریس هیت مدیره باشگاه سایپا چه خبر؟ البته مدیونید اگر فکر کنید ربطی بین واگذاری زمین نساجی ۲ به شرکت سایپا با مدیر عامل شدن رعیت وجود داشته باشه … اون تخصص داشت

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *