آموزش وردپرس
masoud-dehghan

شهید مسعود دهقان،شهید دوران انقلاب

نخستین شهید قائمشهر،شهید مسعود دهقان که الگوی هم سن و سالانش بود پدرش قربانعلی دهقان، اهل آمل بود و مادرش خانم نصرالهی اصالت جویباری دارند.با این شهید بیشترآشنا شویم.

مادر شهید دهقان، یک زن مهربان،دوست داشتنی و خوش صحبت که به خدمتشان رسیدم، تا از پسر شهیدش مسعود، آگاهی بیشتری پیدا کنم و با یاری قلم و کاغذ به استحضار شما برسانم.

شوهرم در ژاندارمری آمل کار می کرد.یک روز ماموریت به قائمشهر می آید،من نیز همراه با پدرم به قائمشهر آمده بودم و تقدیر این بود که با هم ازدواج کنیم.ابتدای ازدواج قائمشهر بودیم و چون نظامی بود به رشت و سپس به گرگان نیز منتقل شد.در سالهایی که گرگان بودیم دچار بیماری شد و این بود که مجدداً به قائمشهر منتقل شد. پس از چندسال از دنیا رفت.

مسعود فرزند بزرگ خانواده بود و درحین درس خواندن نیز کار می کرد و کمک خرج خانواده بود.با اینکه جوان بود،اصلاً به دنیا دلبستگی نداشت،بسیار مومن و معتقد بود و الگوی هم سن و سالانش بود.بسیار به من احترام می گذاشت.خودش همیشه میگفت من اولین شهید قائمشهرم.او در رشته ی مهندسی معدن مدرسه ی عالی معدن شاهرود(که اکنون دانشگاه صنعتی شاهرود میباشد) پذیرفته شد.در زمان دانشجویی هم مانند دوران مدرسه کار میکرد و حقوقش را بین خانواده تقسیم میکرد.بسیار به برادر و خواهرهایش عنایت داشت،خودش را سختی میداد تا آنها راحت باشند.

گذشت تا سالهای نزدیک به انقلاب،فعالیت ها و تظاهرات شروع شده بود. او بسیار در این سالها فعال بود. با ۳ تن از دوستانش شبها به صورت مخفیانه فعالیت میکردند.به شهرهای مختلف می رفت و فعالیت می کرد و اعلامیه پخش میکرد و به تهران میرفت و کتاب می آورد.سال ۱۳۵۷ بود و اوج فعالیت های انقلابی بود.دائما در تظاهرات بود.به او پیشنهاد دادم ازدواج کند و او هم پذیرفت برایش خواستگاری رفتم و همه چیز مهیای برگذاری مراسم عقد بود،کت و شلوار سفارش دادم تا برایش بدوزند.به او گفتم ببخشید که نتوانستم پارچه ی بهتری بخرم،گفت دختر که با پول من ازدواج نمی کند!

صدای مرگ بر شاه از بیرون شنیده میشد آماده ی بیرون رفتن شد،پرسیدم کجا میروی گفت: به خیاطی برای پرو کت شلوار، می دانستم می خواهد به تظاهرات برود. پس از مدتی یکی ازهمسایگان گفت مسعود تیر خورده. سرم گیج رفت فشارم افتاد،باورم نمیشد(بغض می کند).او را به تهران منتقل کردند اما او شهید شده بود.در آن شلوغی ها بنزین کم بود.بنزین تهیه کردیم و فرستادیم و پس از سه روز پیکرش را آورند…(در این لحظه بغضش می ترکد و می گرید،فدای اشک بی منت مادر…) او را سید ملال کنار پدرش به خاک سپردیم.

حاجیه خانم دهقان گفتند از طرف من به جوانان بگویید قدر پدر و مادرشان را بدانند و آنها را احترام و عزت کنند.

اکنون نام سالن آمفی تئاتر دانشکده مهندسی معدن دانشگاه صنعتی شاهرود نیز به نام این شهید است.آری،شهید مسعود دهقان نام یک خیابان و یک مدرسه نیست،یک وجود است…

خرسندی مخاطب از مهمترین اهداف قائم خبر میباشد.

آرمان طالبی اتوئی

همچنین ببینید

KHODKOSHI

خودکشی دختر ۱۸ ساله با پرش از ساختمان ۵ طبقه

قائم خبر دختر جوانی در امیرکلا از ساختمان ۵ طبقه به پایین پرید و جان …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *