آموزش وردپرس
nassaji-ss78

فغانی: دست‎نشان اشتباه خودش را گردن داور می‌اندازد

بعد از مصاحبه نادر دست نشان مربی نساجی علیه علیرضا فغانی داور بازی او عنوان کرد که دست نشان عادت دارد مشکلات خودش را همیشه گردن داوری بیاندازد.

علیرضا فغانی در گفت‌وگو با خبرنگار “ورزش سه” گفت: من منکر اشتباهات داوری نیستم اما متاسفانه بعضی از مربی ها یا بازیکنان عادت دارند که همیشه مشکلات خودشان را گردن داوری بیاندازند، ضمن اینکه بعضی از اوقات فشار آنها باعث تغییر رای داوران جوان هم می‌ شود.

به انتقادهای دست نشان عادت دارم

از نظر من صحبت های آقای دست نشان مربی نساجی کاملا عادی است چون او همیشه علیه داوری صحبت می‌کند و تقصیرات و اشتباهات خود را گردن ما می‌ اندازد تا فشار را از روی خودش بردارد. زمانی که داوری لیگ یک به من پیشنهاد شد بعد از مدت ها به قائم شهر رفتم و خیلی خوشحالم که عنوان کنم تماشاچی های نساجی کاملا تیم خودشان را تشویق می‌ کردند و علیه داور و تیم هیچ شعاری نمی‌ دادند. این کارهای فرهنگی آقای صادق درودگر و همکارانش است که در قائمشهر جواب داده است.

از دست نشان توقع انتقاد داریم!

وقتی در یک تیم جوانگرایی می‌ شود قطعا اشتباهات هم وجود دارد. هیچ کس منکر اشتباهات داوری نیست، اما قضیه آقای دست نشان هیچ ربطی به جامعه داوری ندارد. او از پیر و جوان در طول بازی در کنفرانس قبل از بازی انتقاد می‌ کند و انگار داورها هم همیشه توقع این را دارند که او علیه آنها صحبت کند.

فشارهای بیرونی داوران جوان را تحت تاثیر قرار می‌دهد

چه تماشاچی، چه مربی، چه بازیکن علیه من صحبت کنند، شعار دهند و یا حتی سنگ پرانی کنند من تمرکزم روی کار خودم هست. اما شاید داوران جوان تحت تاثیر فشارهای بیرونی بعضی از همین مربی های متعرض را به نتیجه مورد نظرشان برسانند. به هر حال بقیه باید اجازه دهند که داوران روی خودشان تمرکز داشته باشند تا بازی ها جوانمردانه باشد. جوانگرایی در داوری هم قطعا هم مثل جوانگرایی در فوتبال هم تاوان دارد اما مطمئنا این داوران خیلی زود تجربه کسب می‌ کنند و به داوران بین المللی و خوبی تبدیل می‌شوند.

همچنین ببینید

roohani

شیخ محبوب مقتدرانه ماندگار شد

به گزارش قائم خبر؛ در روز ۲۹ اردیبهشت ماه مردم با حضور گسترده خود پای …

یک دیدگاه

  1. حسین اسلامی ساروی

    اگر معرفت داری چهارشنبه سوری امسال تفنگ هایتان را آتش بزنید
    اگر انصاف داری، احساس داری، عاطفه داری، امسال چهارشنبه سوری تفنگهای شکاری را بیار بیرون ، وسط شهر آتش بزن، تا من هم بیایم شادی کنم تا قرقاولها ، بچه های قرقاول تا آهو و بچه آهو تا کبـک ها و اردک‌ها ، تا پرندگان و چرندگان همه با هم ، با بر سر عقل آمدن تو، یک چهارشنبه سوری درست و حسابی داشته باشیم، همه می‌دانند و همه شنیدند و می‌گویند که شکارچی عاقبت به خیر نمی شود، ما در مازندران یک ضرب المثل داریم که ( سَرزَن و بِن زَن) عاقبت به خیر نمی شود. سَرزَن یعنی همین تفنگ به دستان قاتل جانداران طبیعت که همه ی زیبایی جنگل به وجود آنهاست، الهی تفنگ هایتان بشکند که جنگل ها را سوت و کور کردید، و ما به (بِن زَن) یعنی کسی که درخت را قطع می کند، بُن می زند، او را هم عاقبت به خیر نمی دانیم، تردید نکنید، ( سَرزَن و بِن زَن) عاقبت به خیر نمی شوند، جان حیوانات را نگیرید، آنها هم زندگی را دوست دارند، جان را خدا به آنها داده، جنگل خانه آنهاست، جان درختان را نگیرید، تن درخت را زخمی نکنید، درختان هم جان دارند ، تن آنها را به درد نیاورید، درختان را نکشید، قاتل درخت، قاتل پرنده، قاتل آهو، قاتل آدم ، همه در یک ردیف هستند، قتل قتل است ، جان را خدا به من و شما و پرنده و درخت و گیاه و حیوان با هم عنایت کرد، تو چکاره ای که قاتل و جانگیر درختان و پرندگان و حیوانات می شوی؟ تفنگ دست گرفتن افتخار نیست، تفنگ دست گرفتن و جائی پنهان شدن و از راه دور حیوانی را نشانه رفتن اوج بزدلی و ناجوانمردی است ،حیوان با بینی و چشم و با دست و پا از خودش محافظت می کند، اگر دشمن تو هست که نیست، اگر خصومت با تو دارد که ندارد، و اگر تو با حیوان مشکل داری، و اگر تو فکر می کنی جنگل جای تو است و جای حیوان نیست، اگر جای حیوان را می خواهی بگیری ، پس مردانه تو هم با دست و پا و چشم و بینی به جنگ حیوان برو، چرا با اسلحه در یک گوشه سنگر می گیری و به نامردی حیوان را می کشی؟
    شکارچی حیوان و پرنده و جانداران طبیعت شدن اصلاً افتخار نیست، ننگ اسـت، سرافکندگی دارد، گوشت شکار خوردن بلای جان تو و خاندانت می شود. با طبیعت و جانداران طبیعت اینهمه ستیز فقط می تواند ناشی از عقده ی درون تو و ناتوانی تو در بهسازی زندگی تو باشد، نشانه ی ضعف و اوج ناتوانی یک آدم است که برای سرگرمی و تفریح به قتل و کشتار یک جاندار دست بزند. مگر می شود باور کرد که یک نفر انسان باشد و بعد برای تفریح با تفنگ در یک گوشه جنگل پنهان شود و یا با سگ شکاری به تعقیب یک پرنده برود که او را ناگهان به گلوله ببندد و بکشد و بخورد. مگر می شود با تبر و ارّه ی موتوری به جان یک درخت افتاد که تن و دل تمام درختان منطقه را بلرزاند. آسایش و آرامش درختان و جنگل را بهم بزند که چوب قاچاق کند تا نان بخورد، ای کارد به اون شکم که با مرگ یک جاندار بخواهد، یک روز بیشتر زنده بماند. بیائید از کشتار و قتل پرندگان و حیوانات و درختان دست بردارید. بیائید ما را هم در یک شادی ملّی شریک کنید، بیائید در چهارشنبه سوری امسال همه با هم در کنار آتش بسیار دل چسب از هیزم تفنگهایتان خوش باشیم. تفنگهایتان فقط یک جا می توانند ما را خوشحال کنند ، آنهم به آتش کشدن تفنکها در چهارشنبه سوری امسال که که زندگی بدون تفنگ شکاری برای ما و شما پرنده و حیوان و جنگل خیلی زیباتر است .
    حسین اسلامی ساروی- اسفند ۱۳۹۳

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *