آموزش وردپرس
photo_2016-02-02_20-51-11

گزارش تصویری از اولین کارخانه نساجی ایران

قائم خبر:۸۵سال پیش وقتی اولین کارخانه نساجی نخی ایران در قائمشهر شروع بکار کرد شاید کسی فکر نمی کرد که این کارخانه بتواند مسبب توسعه و پیشرفت و به وجود آمدن شهر قائمشهر شود.

بله ، کارخانه نساجی شماره یک را بی شک باید شناسنامه قائمشهر دانست.کارخانه ای که از سال۱۳۰۹تاکنون در حال فعالیت است و همچنان با دنیایی از تجربه و خاطره به حیات خود ادامه می دهد.گزارش تصویری که آقای عبدالرضا نجفی برای ما تهیه کرده ، نشان از پویا بودن این کارخانه پیر شهرمان درزمان ریاست مهندس فرشباف دارد.

photo_2016-02-02_20-49-09 photo_2016-02-02_20-49-19 photo_2016-02-02_20-49-55 photo_2016-02-02_20-49-58 photo_2016-02-02_20-50-01 photo_2016-02-02_20-50-04 photo_2016-02-02_20-50-07 photo_2016-02-02_20-50-11 photo_2016-02-02_20-50-14 photo_2016-02-02_20-50-18 photo_2016-02-02_20-50-22 photo_2016-02-02_20-50-25 photo_2016-02-02_20-50-28 photo_2016-02-02_20-50-31 photo_2016-02-02_20-50-34 photo_2016-02-02_20-50-42 photo_2016-02-02_20-50-46 photo_2016-02-02_20-50-49 photo_2016-02-02_20-50-52 photo_2016-02-02_20-50-55 photo_2016-02-02_20-50-58 photo_2016-02-02_20-51-01 photo_2016-02-02_20-51-04 photo_2016-02-02_20-51-06 photo_2016-02-02_20-51-09 photo_2016-02-02_20-51-16

همچنین ببینید

n00276268-r-b-001

قرارگاه نوروزی فرماندهی انتظامی شهرستان قائم‎شهر افتتاح شد/تصاویر

قائم خبر به نقل از قائم آنلاین :  صبح امروز قرارگاه نوروزی فرماندهی انتظامی شهرستان …

۳ دیدگاه

  1. مرسی از این تصاویر امیدوارم با تلاش ،فقط باتلاش مردم سختکوش وبا غیرت قائمشهر کارخانه های نساجی رونق گذشته ی خودشو به دست بیاره البته اگر ما مردم بخواهیم شدنیست همانطوری که باغیرت قائمشهری پرچم تیم فوتبال نساجی رو بالا نگه داشتیم.

  2. یادش بخیر چه شکوهی داشت. ..نماد شهرمون بود. ..

  3. یادش بخیر پدربزرگم صبح ها با سوت کارخانه برای نماز صبح بیدار میشد
    ظهر با سوت کارخانه از چرت بعد از ناهار برمیخواست
    و شب هنگام، سوت کارخانه، لالایی خواب شبانه اش بود…
    پدربزرگ سالهاست که از میان ما رفته…
    کارخانه نیز انگار…
    از اولی نگاهی مهربان در خاطرم مانده است…
    وز آن دومی، دیوار های رنگ و رو رفته که هر بار به شهرم می آیم با حسرت از کنار ش عبور می کنم و ناخودآگاه با خود زمزمه می کنم:
    خاطره ای بر باد رفته و دیگر هیچ…

    با سپاس از قائم خبر عزیز بابت خبرهای و عسکهای متنوع و جالب

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *